شايد ما (راسل كرو) را بيشتر با فيلمهاي (گلادياتور) و (ذهن زيبا) بشناسيم. راسل كرو، هنرپيشهاي نيوزيلندي است كه آينده خود را در هاليوود يافت. كرو روز هفتم آوريل 1964در (ولينگتون) پايتخت نيوزيلند به دنيا آمد. مادرش (ژاكلين وميس) و پدرش (جان الكساندر كرو) در كار تدارك فيلم بودند. او يك برادر به نام (تري) دارد. پدربزرگ مادرياش (استن وميس) آپاراتچي سينما بود و بنا به گفته كرو در زمان جنگ جهاني دوم به همراه دوست نيوزيلندياش (جف مورفي) اولين فيلم كشور خود را ساختند. جد مادري كرو يك (مائوري) (از قبايل بومي زلاندنو) بود و به همين خاطر نام كرو در ليست خانوادههاي نيوزيلندي قرار دارد. كرو اصليت نروژي، اسكاتلندي، ايرلندي و ويلزي نيز دارد.
وقتي كرو چهار ساله بود خانوادهاش به استراليا نقلمكان كردند و پدر و مادرش در آن جا نيز به شغل تداركات ادامه دادند. يكي از تهيهكنندگان مطرح سينماي استراليا پدرخوانده مادر كرو بود و همين نسبت سبب شد كرو در سن پنج يا شش سالگي در يك اپيزود كوتاه بازي كند. او از دوران دبستان در تئاترهاي مدرسه حاضر ميشد و از همان زمان فهميد به بازيگري علاقه خاصي دارد. در كريسمس 1970 يعني زماني كه شش سال بيشتر نداشت يك گيتار از پدر و مادرش هديه گرفت. او ميگويد (آن گيتار از خودم بزرگتر بود. بعد مرا به كلاس آموزش گيتار كه نزديك خانهمان بود فرستادند. من هميشه دوستانم را جمع ميكردم و برايشان گيتارميزدم و آواز ميخواندم

وقتي يازده سال داشت به اولين گامهاي شهرت دست يافت. در آن زمان عكسش در مجله (نشنال جياگرافيك) چاپ و همين موضوع سبب شد شناختهتر شود. در چهارده سالگي خانواده كرو دوباره به نيوزيلند بازگشتند. در آن جا كرو به همراه پسر عموهايش (مارتين) و (جف) در مدرسه گرامر اوكلند ثبتنام كرد ولي دوره راهنمايي را تمام نكرد زيرا ميخواست كار كند و از نظر مالي به خانوادهاش كمك نمايد. در اواسط دهه 1980 (راسل) با راهنمايي دوست خوبش (تام شارپلين) به موسيقي روي آورد و با نام مستعار (راس لروك) روي سن رفت و آهنگ (ميخواهم مارلون براندو باشم) را اجرا كرد. كرو در 12 سالگي به استراليا بازگشت چون ميخواست در انستيتو ملي هنرهاي دراماتيك تحصيل نمايد. او ميگويد (من تئاتر كار ميكردم. در همان جا با رييس بخش فني اين انستيتو آشنا شدم و با او مشورت كردم. از او پرسيدم درباره من چه فكر ميكند و آيا خوب است سه سال در آنجا درس بخوانم. او گفت: وقت هدر دادن است. تو همه آن چيزهايي را كه قرار است آن جا ياد بگيري، همين الان بلدي و قبلا هم آنها را اجرا كردهاي. به همين دليل در آن انستيتو هيچ چيزي به جز عادات بد را ياد نميگيري.) كرو در سال 1987 مدتي هيچ كاري براي خود نيافت و به همين خاطر به مدت شش ماه كار تداركاتي ميكرد.مدتي بعد براي بازي در دو سريال تلويزيوني به نامهاي (همسايهها) و (زندگي با قانون) قرارداد بست و همين سريالها سبب شد در اولين فيلم سينمايي خود به نام (تقاطع1990 ) و پس از آن (پيمان خوني) بازي نمايد. او در سال 1992 در نخستين قسمت از سري دوم (پليس، گروه نجات) به ايفاي نقش پرداخت
كرو و القاعده
كرو روز نهم مارس سال2005 خبري جالب را به مجله (QG) داد. او اعتراف كرد كه ماموران اداره تحقيقات فدرال (IBF) پيش از اجراي هفتاد و سومين مراسم اسكار و در روز 52 مارس 2001 پيش او رفتند و به او گفتند اعضاي القائده قصد دارند او را بربايند. كرو به اين مجله گفت آن زمان نخستين باري بود كه نام القائده را ميشنيدم. او ميگويد: (وقتي به لوسآنجلس رسيدم دير وقت بود. ماموران افبيآي به من تلفن زدند و گفتند قبل از اينكه هر كاري انجام بدهي بايد با تو صحبت كنيم. بايد در مورد موضوعي حرف بزنيم. فكر ميكنم يك پليس زن فرانسوي در ليبي يا الجزاير يك نوار كشف كرده بود كه نشان ميداد اعضاي القائده ميخواهند به قصد ايجاد نوعي ناآرامي فرهنگي چند آمريكايي را بربايند.) كرو ماهها توسط چند مامور مخفي محافظت ميشد و آنها همه جا چه در هنگام فيلمبرداري و چه در زمان حضور در مراسم مختلف اعطاي جوايز همراه او بودند و در اين مدت كرو هيچ وقت نفهميد واقعا چه اتفاقي در حال وقوع است و چه خطري او را تهديد ميكند. افبيآي هم مدتي بعد ادعاي كرو را تاييد كرد
اخلاق تند
در سالهاي اخير (كرو) بارها در درگيريهاي مختلف حضور داشته است و همين موضوع سبب گشته كه به بداخلاقي معروف شود. او در زمان مراسم اعطاي جوايز آكادمي سينما و تلويزيون انگليس (ATFAB) با (مالكوم گري) تهيهكننده دعوا كرد. در زمان فيلمبرداري فيلم (ذهن زيبا) در محوطه دانشگاه پرينستون، كرو كه از دست دانشجويي به نام (مرديت موروني) كه بدون اجازه از او فيلم گرفته بود ناراحت شده بود، حركت بسيار ناشايستي انجام داد و همين عمل توجه رسانهها را به او مبذول داشت. اين دانشجو از پشت پنجره خوابگاه دانشگاه فيلمبرداري ميكرد زيرا مسئولان به او گفته بودند مزاحم كار فيلمبرداري نشود. با وجود اين كرو از دست او عصباني شد. راسل كرو در سال 1999 در رستوراني در استراليا دعوا به راه انداخت و اين نزاع توسط يك دوربين مخفي فيلمبرداري شد. در نوامبر 2002 كرو در يك رستوران ژاپني در لندن با (اريك واتسون) تاجر نيوزيلندي دعواي سختي كرد و حسابي داد و بيداد به راه انداخت. به گفته شاهدان، آن دعوا (خيلي جالب) بود. راسل كرو در ژوئن 2005 به جرم حمله درجه دوم دستگير شد. او متهم شده بود كه در هتلي در نيويورك تلفن اتاقش را به سوي كارمند هتل پرتاب كرده است چون سيمكشي تلفن اتاقش خراب بود و كارمند در اين مورد نميتوانست كاري براي او انجام دهد. او به جرم استفاده از اسلحه درجه چهار (تلفن) محكوم شد. او براي آزاد شدن مجبور شد صد هزار دلار آمريكا بپردازد. ماجراهاي دعواي كرو آنقدر زياد است كه از روي آن كارتوني به نام (راسل كرو و جنگ در دور دنيا) ساختهاند. در اين كارتون كرو با قايق خود به جاهاي مختلف دنيا ميرود تا با غريبههايي از كشورهاي مختلف دعوا كند. ولي بايد بگوييم راسل كرو در مواقع ديگر اتفاقا مردي عاطفي و مهربان بوده است. او پس از مرگ دوست مستندسازش (استيوا روين) درباره او گفت (او كسي بود كه همه ما استرالياييها آرزو داشتيم مثل او باشيم.) او شايعه حضور خود در فيلمي درباره زندگي (استيوا روين) و در نقش او را تكذيب كرد و گفت(من از اين كار وحشت دارم و بازي در نقش او عميقا مرا غمگين ميكند. خيلي بد است كه ميليونها نفر پيش خود فكر كنند من دارم بر سر قبر دوستم جشن ميگيرم.

|
2002 |
جشنواره BAFTA (بهتري بازيگر نقش اول مرد ) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
انجمن منتقدين فيلم بين الملل (بهترين بازيگر مرد ) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
انجمن فيلم دالاس (بهترين بازيگر مرد ) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
گلدن گلوب (بهترين بازيگر فيلم درام ) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
جايزه اسكرين اكتورز(بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي ذهن زيبا |
|
2001 |
جايزه اسكار (بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي گلادياتور |
|
2001 |
جايزه بلاك باستر اينترتيمنت (بازيگر محبوب فيلم اكشن) براي گلادياتور |
|
2001 |
انجمن منتقدين فيلم بين الملل (بهترين بازيگر مرد) براي گلادياتور |
|
2001 |
انجمن منتقدين فيلم دالاس (بهترين بازيگر مرد) براي گلادياتور |
|
2001 |
جوايز سلطنتي انگليس (بهترين بازيگر مرد) براي گلادياتور |
|
2001 |
انجمن منتقدين فيلم لندن (بهتري بازيگر سال ) براي گلادياتور-محرم راز |
|
2000 |
انجمن منتقدين فيلم بين الملل (بهترين بازيگر مرد ) براي ذهن زيبا |
|
2000 |
انجمن منتقدين فيلم بين الملل (بهترين بازيگر مرد ) براي محرم راز |
|
2000 |
جايزه سيب طلايي ( بهترين بازيگر مرد سال ) |
|
2000 |
فستيوال فيلم هاليوود (بهترين بازيگر سال ) |
|
2000 |
انجمن منتقدين فيلم NSFC (بهترين بازيگر مرد) براي محرم راز |
|
2000 |
انجمن منتقدين سانتا فيلم (بهترين بازيگر مرد ) براي محرم راز |
|
1999 |
انجمن منتقدين فيلم لس آنجلس(بهترين بازيگر مرد ) براي محرم راز |
|
1999 |
منتقدين برد بين الملل (بهترين بازيگر مرد ) براي محرم راز |
|
1998 |
جايزه گلوتروديس (بهترين بازيگر مرد ) براي محرمانه لس آنجلس |
|
1993 |
جشنواره بين المللي ستلايت فيلم (بهترين بازيگر) چكش ها بر سندان – و رامپر استامپر |
|
1992 |
انجمن منتقدين استراليا (بهترين بازيگر مرد ) براي رامپر استامپر |
|
1992 |
جايزه AFI (بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي رامپر استامپر |
|
1991 |
جايزه AFI (بهترين بازيگر نقش دوم مرد) براي مدرك |
|
2004 |
گلدن گلوب (بهترين بازيگر مرد) براي ارباب و فرمانده |
|
2004 |
انجمن منتقدين فيلم بين الملل (بهترين بازيگر ) براي ارباب و فرمانده |
|
2002 |
جايزه اسكرين اكتورز (بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
انجمن منتقدين فيلم OFCS (بهترين بازيگر ) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
جايزه MTV (بهترين بازيگر مرد) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
جايزه گلدن ستلايت (بهترين بازيگر فيلم درام ) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
انجمن منتقدين فيلم شيكاگو ( بهترين بازيگر) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
جايزه اسكار (بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي ذهن زيبا |
|
2002 |
جايزه AFI (بازيگر سال ) براي ذهن زيبا |
|
2001 |
آكادمي فيلم هاي علمي " سرگرمي " اكشن "(بهترين بازيگر ) براي گلادياتور |
|
2001 |
جايزه جشنواره BAFTA ( بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي گلادياتور و جشنواره بلاك باستر اينترتيمنت (بازيگر مرد محبوب فيلم درام ) گلادياتور |
|
2001 |
جايزه گلدن ستلايت (بهترين بازيكر درام ) براي گلادياتور |
|
2001 |
جايزه MTV (بهترين نبر و بهترين بازيگر) براي گلادياتور |
|
2001 |
انجمن منتقدين فيلم OFCS (بهتزين بازيگر ) براي گلادياتور |
|
2001 |
جايزه اسكرين اكتورز (بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي گلادياتور |
|
2000 |
جايزه اسكار (بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي محرم راز |
|
2000 |
جايزه جشنواره BAFTA (بهترين بازيگر ) براي محرم راز |
|
2000 |
انجمن منتقدين فيلم شيكاگو (بهترين بازيگر) براي محرم راز |
|
2000 |
گلدن گلوپ (بهترين بازيگر فيلم درام ) براي محرم راز |
|
2000 |
انجمن منتقدين فيلم لس آنجلس (بهترين باريگر )براي گلادياتور |
|
2000 |
انجمن منتقدين فيلم لس آنجلس (بهترين بازيگر ) براي محرم راز |
|
2000 |
انجمن منتقدين برد بين الملل (بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي محرم راز |
|
2000 |
جايزه اسكرين اكتورز (بهترين بازيگر نقش اول مرد ) براي براي محرم راز |
|
1998 |
جايزه اسكرين اكتورز (بهترين بازيگر ) براي محرمانه لس آنجلس |
|
1998 |
گلدن ستلايت (بهترين بازيگر فيلم درام ) براي محرمانه لي آنجلس |
|
1998 |
گلدن ستلايت (بهترين بازيگر فيلم درام ) براي محرم راز |
|
1990 |
جايزه AFI (بهترين بازيگر نقش دوم ) براي تقاطع |







