نام اصلي :راسل آيرا كرو "
متولد هفتم آوريل 1964 " اهل ويلينگتون نيوزلند .
همسر راسل دانيله اسپنسر " Danielle epencer داراي دو فرزند پسر به نام هاي Charlie و Tennyson

در سال 1997 راسل كرو توجه تماشاگران كارگردانان و تهيه كنندگان آمريكا و جهان را به خود جلب كرد و نويد ظهور يك بازيگر با استعداد را داد و به عنوان مل گينسون جوان مطرح شد
چرا كه هر دو از يك ديار (استراليا ) بودند .و اين در حالي بود كه راسل كرو به عنوان يك نو بازيگر به تنها در آمريكا بلكه در خود استراليا مطرح مي شد . كرو اولين مزه موفقيت را با فيلم اثبات چشيد . با فيلم romper stomper بيشتر به نظر آمذ . سال 1995 بود كه ديگر او پايش به هاليوود رسيد و بلافاصله در فيلمهاي سرعت " مرگ و جادوي خشونت بانامزدي اسكار به خاطر بازي در فيلم insider به كارگرداني ماكل مان به عنوان بازيگري تآثير گذار و محبوب امروزين مطرح شد . او اين اقبال را داشت كه با " آل پاچينو " همبازي شد. او مي گويد : وقتي فيلم نامه را مي خوانم با اتفاقي كه در دلم مي افتد احساس مي كنم نقش مناسبم بوده يا نه . او بعد از درخشش در " گلادياتور " و لمس تنديس اسكار ( عكس از گلادياتور )

بار ديگر به خاطر " مرد سيندرلايي " بامزد دريافت اسكار شد .در اين مجال مي خواهيم اين فيلم را از
نظر ببينيم .
نقش كرو در فيلم مشت زني به نام " جيم برادوك " بود .اوجيوا بازنشسته شده و هر كاري را كه براي امرار معاش برايش پيش آمد انجام مي داد اما چندان رضايت بخش نبود .
تا اينكه معجزه اي رخ مي دهد و آن اينكه جوگلد رئيس و برنامه ريزش براي آخرين بار او را به اينگ مي فرستد . كرو خود مي گويد : فيلم قصه اي ساده و سرراستي داشت قصه مردي سخت كوش كه براي اداره زندگي خانواده اش به بدبختي و تنگ دستي مرد افكني مي افتد شكوه كار براداك اين بود كه كه وي نه براي قهرماني و نام آوردن در آينده بلكه فقط براي معيشت خانواده اش وارد رينگ مي شود . من براي اينكه به لحاظ تكنيكي و فيزيكي به نقش مورد نظرم كه قهرمان سنگين وزن مشت زني بود برسم خيلي سخت كوشي كردم تا جائي كه الآن مي توانم ادعا كنم كه يك مشت زن حرفه اي ام .
از اين گذشته پدر بودنم و پدر شدنم نيز كمك بزرگي به ايفاي نقش كرد . احساس عجيبي است پدر بودن نمي توان با كلمات آن را توصيف كرد .وقتي محاسبه مي كنم مي بينم كه اگر زن و بچه ام نبودند نمي توانسم زندگي ام را سپري كنم . وقتي آنها نيستند آدمي احساس خلآ بزرگي مي كند . به اندازه اي كه انگيزه كار و تلاش و حركت براي توفيق مهم از وي سلب مي شود .
اين هم ديدگاه يك گلادياتور و يك مشت زن حرفه اي
.(عکسها از مرد سیندرلایی )

كرو در نقشهاي مختلف :
اگر چه در اوايل ورود و حتي تا چند سال بعد از آن به خاطر ايفاي نقش آدم هاي گردن كلفتي مانند كاراكترش در " رمپر استار " "1993" يا پليسهاي كله شقي مانند فيلم " لس آنجلس محرمانه " و حتي بازيگر مناسب نقش هاي حماسي مانند " گلادياتور " مي شناختند اما با بازي در فيلمهائي مانند " مدرك " و " بعضي از ما " نشان داد كه مي تواند نقشهاي ملايم تري را نيز ايفا كند ." عكسها از فيلم مدرك و بعضي از ما "



وي از اوايل 4 سالگي در استراليا بزرگ شد . پدر و مادرش در كار سينما بودند و زندگي راسل كوچك در ميان صحنه هاي فيلم برداري شكل گرفت . آنها اغلب او را با خود به سر كار مي بردند و از همان جا بود كه عشق به بازيگري در وجودش ريشه كرد . اولين حضور حرفه اي اش را در اپيزودي از " نيروي جاسوس " در حالي ارائه داد كه تنها شش سال داشت او از دوازده سالگي به صورت جدي و حرفه اي آموزش بازيگري را آغاز كرد و آن را تا 18 سالگي ادامه داد .
اولين نقش هاي مهمش در درام هائي مانند " تقاطع " "1990" و " مدرك " شكل گرفت كه به خاطرش جايزه ي ويژه اي از مؤسسه فيلم استراليا دريافت كرد .بعد از آن كاراكتري از يك نژاد پرست رواني در ساخته جنجالي " جو فري رايت " با نام "رمپر استار " به چهره جهاني بدل شد كه باز هم جايزه ديگري برايش به ارمغان آورد .اين شارون استون بود كه به او كمك كرد تا به هاليوود بيايد .و او در ساخته اي از " سام ريمي " در فيلم " برنده و بازنده " " 1995 " به درخواست استون كه خود نيز در آن حضور داشت اولين كار هاليوودي را بازي مي كند . فيلم در گيشه موفقيت چنداني كسب نمي كند اما درهاي هاليوود با لبخند به رويش گشوده مي شود و از آن پس كارش را ميان آمريكا و استراليا تقسيم كرد . سال 97 موفقيت عظيمي را با نقش يك پليس به نام "bud " در " محرمانه لس آنجلس " به دست مي آورد (عكس قسمتي از فيلم محرمانه لس آنجلس )

و به دنبالش با دريافت تحسين هاي فراوان به عنوان يك بازيگر هاليوودي تثبيت مي شود .
او جداي از كارهاي سينمائي فعاليت موسقي خود را به صورت حرفه اي دنبال كرد و توانست در آن عرصه نيز به موفقيت هائي دست يابد . سال 2000 اما سالي بود كه چهره راسل كرو به خوبي نمايان شد و سراسر دنيا نام او را به زبان آورد . او با بازي در حماسه سال هاي دور رم در فيلم " گلادياتور " به يك چهره بين المللي تبديل شد تا جائي كه بسياري شروع به ديدن كارهاي قبلي او كردند( مثل خود من )
سال 2001 با نقش برنده جايزه نوبل كه به بيماري شيزوفرني مبتلاست و در واقع بر گرفته از يك زندگي حقيقي بود در فيلم يك " ذهن زيبا " شاهكاري ديدني مي آفريند .(عكسي از اين فيلم )

كرو در سال 2000 در فيلم ديگري به نام دليل زندگي در مقابل " مگ رايان " " meg ryan " به ايفاي نقش پرداخت .كه مصادف شدن زمان اكران فيلم با تعطيلات فصلي سبب شد بار ديگر توجهات به سمت وي بازگردد .همگام با شهرت وي شايعات مختلفي در بين مردم زبان به زبان مي گشت و عده اي نيز از اين فرصت به نفع خود استفاده مي كردند .
(عكسها از فيلم دليل زندگي )

بد نيست بدانيد كه راسل با همسر خود از زماني كه فقط 20 سال داشت آشنا بود زماني كه او در مقابل همسر خود در فيلمي به نام " crossing" به ايفاي نقش پرداخت .(عكس از فيلم crossing )

اين فيلم باعث علاقه مندي آنها به همديگر شد و هم اكنون بعد از گذشت سالها آنها با هم ازدواج كردند و حاصل اين ازدواج دو پسر مي باشد .
راسل بسيار به همسر و فرزندان خود علاقه مند است . شايد بتوان گفت كه او از اين نظر با بسياري از هاليوودي ها تفاوت دارد .
كرو مردي است بسيار پايبند به خانواده " شايد بتوانم بگويم كه اين يكي از دلايل مهمي است كه از خصوصيات اخلاقي وي برايم خيلي جالب است .
او بسيار زود عصباني مي شود ولي ذاتنآ آدم مهرباني است . شايد بيشتر شما قضيه پرتاب گوشي (كه نزديك بود كرو به خاطرش به 7 سال زندان متهم شود ) يا قضيه برخورد با بعضي خبرنگاران را شنيده باشيد .
ولي در برخورد با او احساس خواهيد كرد كه او بسيار مهربان است . اضافه مي كنم او بسيار مهربان در دادن امضا يا گرفتن عكس با دوستاران خود است .







